خِشَم کانه : محله ی قدیمی

گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی ///چون صبح برآفاق جهان سر بفرازم

 

همصدا با نخل های تشنه

 

مجموعه شعر

سیدمحمدرضا هاشمی زاده

 

باید تو را به شور لبانت غزل کنم

شیرینی طراوت ضرب المثل کنم

یک ذره از حلاوت لب های غنچه ات

بردارم و نهایت شهد عسل کنم

شرقی ترین .. حوالی فصل نگاه تو

چشم و چراغ جمله ی اهل محل کنم

گلبرگ های سرخ تو را در حریم باد

منشور سبز روشن بین الملل کنم

چشم تو را به چشمه ی خورشیدی زمان

در وسعتی به سینه ی شب ها بدل کنم

ای آرزوی گمشده در بیکران عشق

کی می شود دوباره تو را من بغل کنم

 

ادامه ...


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/۳/٢


دفتر شعر

 

رسیده تر از ماه

 

به نیمه ی چهارده

 

علی هوشمند

 

شرح گیسوی تو  رسم است به نعستعلیقت

تا مگر چنگ زند فلسفه در تحقیقت

شارحان را پی مشروح تو حق است رسند

دف زنان رقص کنان در طلب تشویقت

ذزه ای نیست مگر ذات شگفت انگیزت

سرعتی نیست مگر جز عطش تعلیقت

ضرب در ضرب شود حاصل جمع ازلیت

جمع در جمع شود مسئله ی تفریقت

حکمتی نیست جهان جز غزل تشریفت

جراتی نیست زبان در نظر تطبیقت

همه ی هندسه ها منظره ی منظورت

جمله ی منظره ها هندسه ی تعمیقت

مهر ماهور بخواند ز همایون رویت

ماه در رقص درآید ز ره توفیقت

کیستی ؟ جز تو کسی نیست.بپا می خیزند

کوه و دریا و درختان همه در تصدیقت

 

ادامه ...


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۳۱


 

حق با کلاغ بود

 

مجموعه شعر

 

علیرضا عمرانی

 

آسمان ، عمق پیشانی توست

تا که خورشید ، مهمانی توست

جنگل خرقه پوش حوالی

پیرو چشم عرفانی توست

عشق ، این رهگذار صمیمی

آشنای خیابانی توست

آفتابی تر از هر ضیافت

لحظه های فراوانی توست

گاه دلتنگی ات شعر من نیز

مثل یک ابر ، بارانی توست

پنجره ، این گلوی شکفته

شرح آن بغض طوفانی توست

**

وارث آسمان جنوبی

چشم های بیابانی توست !

 

ادامه ...


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢٩


28 اردیبهشت سالروز نکوداشت خیام بزرگ گرامی باد 

 

آنجا که گل

 

دل می شود

 

ادامه ...


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢۸


25اردیبهشت روز نکوداشت فردوسی بزرگ گرامی باد

 

شاهنامه شناسنامه و هویت ملی ایرانیان است  

 

چو ایران نباشد تن من مباد

 

ادامه ...


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢٤


 

طوبی درخت ماست وقتی علیرضا ...

 

مجموعه شعر

 

سید مرتضی کراماتی

 

سوگند به آیین دو چشمت که خرابم

مدهوش یکی باده از آن جام شرابم

در واکنش چشم و خط و خال و خیالت

افسرده تر از گیجی مستانه ی خوابم

لبخند تو دیوانه ام از روز ازل کرد

آن روز که لبخند تو می کرد خطابم

شهد عسلی نیز مجابم ننموده است

لب های تو شاید بنمایند مجابم

موسیقی سر فصل غزل مهریه ات باد

هر واژه ی نامت گهر ناب کتابم

 

ادامه ...


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢۳


 

نام تو باران

 

شعرها ، زمزمه ها و منظومه ها

محمد آذری

 

همیشه مرا میان کوچه باغ های تمنا ، تنها می گذاری

و من میان صنوبرهای و حشی و جنگل چشمانت

گم می شوم

همیشه مرا میان دشت ها رها می کنی

با شقایق ها و بلدرچین های عاشق

با دفترچه ی خاطراتی که سفید مانده است

همیشه مرا تنها می گذاری

میان موردها و بلوط ها و پونه های وحشی

همیشه میان تنهایی ، تنهایم می گذاری

و حسرت یک بوسه روی لب هایم خشک می شود

همیشه ی خدا می گذاری تا اشک هایم

 جاری شود و

                قطره

                قطره

                دفتر خاطراتم را خیس کند


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/٢۱


 

یک سوره از شب های مهتابی

 

مجموعه غزل

 

حسین دارند

 

دیشب دلم باران گل ها بود،صد یاس گلگون گریه می کردم

این جا نبودم نیز آن جا هم،مجنون مجنون گریه می کردم

یک سوره از شب های مهتابی،از پشت بام خانه پیدا بود

گل بر سرم مهتاب می پاشید،من مثل هامون گریه می کردم

دیدم که روی دست تنهایی،خاکسترم را بادها بردند

من مانده بودم زیر شب این جا،دنبال او خون گریه می کردم

از پشت سر آواز می آمد،مردی نوای "شروه" سر می داد

در بوی "فایز" آه می بستم، با شعر "مفتون" گریه می کردم

زخم صدایم نینوایی بود ، آوازهایم کربلایی بود

پیشانیم آیینه تر می شد،آیینه تر چون گریه می کردم


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱٩


 

غلامحسین دریانورد

 

در جشن جنوبی چشمانت

 

مجموعه شعر

 

عطر غزلی ناب ز شبوی تو جاری است

شب بوی تورا دارد و گیسوی تو جاری است

شب هست و نسیم و سفر و زلف سیاهت

مشک سحر از نافه ی آهوی تو جاری است

امشب که پر از زمزمه ی یاد تو هستم

آشفته سخن های من از بوی تو جاری است

شیرین و رها ، چشم تو لالایی ناز است

طعم عسل خواب ز کندوی تو جاری است

در هر دو جهان رود گلوی تو مرا بس

باریکه ی نوشی که ز مینوی تو جاری است

بنواز لب تشنه ی خاموش مرا سبز

از رود زلالی که ز بازوی تو جاری است

سجاده ی شب های مرا سرخ گرفته است

خون غزلی که از خم ابروی تو جاری است


نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱۸


دوستت دارم

دوستت دارم

دوستت دارم

هزار سال دوستت دارم در شعر ایران

 

یارتا یاران

 

کتاب "دوستت دارم" مجموعه یی از 131 شعر عاشقانه از 53 شاعر

ایرانی ست از سده سوم خورشیدی تا به حال.

مضمون تمامی این شعرها ابراز عشق است

اساس برگزیدن شعرها بر پایه بدعت در زبان

و تکراری نبودن بیان "دوستت دارم" بوده است.

 

بی روی تو خورشید جهانسوز مباد

هم بی تو چراغ عالم  افروز مباد

با وصل تو کس چو من بدآموز مباد

روزی که تو را نبینم آن روز مباد !

رودکی

 

بهانه چه داری که از مِهرِ من

بپیچی ز بالای و از چِهرِ من ؟

که من تا تو را دیده ام بَرده ام

خروشان و جوشان و آزرده ام

همی روز ِ روشن نبینم ز درد

برآنم که خورشید شد لاژورد

فردوسی

 

رازدارِ من تویی ، همواره یارِ من تویی

غمگسارِ من تویی ، من زانِ تو تو زانِ من

منوچهری دامغانی

 

دانی که چه ها چه ها چه ها می خواهم ؟

وصلِ تو منِ بی سر و پا می خواهم

فریاد و فغان و ناله ام دانی چیست ؟

یعنی که تو را تو را تو را می خواهم

ابوسعید ابوالخیر

 

من دل از تو برنگیرم آسان آسان

ور خود ز غمت بمیرم آسان آسان

نه یارِ دگر کنم به بازی بازی

نه مهرِ دگر پذیرم آسان آسان

مهستی گنجه یی

 

من آن ماهم که اندر لامکانم

مجو بیرون مرا در عینِ جانم

تو را هر کس به سوی خویش خواند

تو را من جز به سوی تو نخوانم

مولوی

 

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارم خلاص،هر که در این دام رفت

یاد تو می رفت و ما عاشق و بی دل شدیم

پرده برانداختی کار به اتمام رفت

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است باقی ایام رفت

سعدی

 

عشق می ورزم و امید که این فن شریف

چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود

دوش می گفت که فردا بدهم کام دلت

سببی ساز خدایا که پشیمان نشود

حسن خلقی ز خدا می طلبم خوی تو را

تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود

حافظ

 

دل عاشق به پیغامی بسازد

به یاد نامه یا نامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافی ست

ریاضت کش به بادامی بسازد

طالب آملی

 

تو دروغی ، دروغی دلاویز

تو غمی ، یک غم سخت زیبا

بی بها مانده عشق و دل من

می سپارم به تو ، عشق و دل را

نیما

 

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم

وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

من نیستم چون دیگران ، بازیچه بازیگران

اول به دام آرم تو را ، وان گه گرفتارت شوم

رهی معیری

 

آه ای یقین گمشده ، ای ماهی گریز

در برکه های آینه لغزیده تو به تو !

من آبگیر صافی ام ، اینک ! به سِحر عشق

از برکه های آینه راهی به من بجو !

احمد شاملو

 

من تو را در تو جست و جو کردم

نه در آن خواب های رویایی

در دو دست تو سخت کاویدم

پر شدم پر شدم ز زیبایی

فروغ فرخزاد

 

همیشه در خیال من ز شعله گرمتر تویی

چه گرم دوست دارمت اجاق سرد اگر تویی

سیمین بهبهانی

 

 

تو را خواهم ، تو را خواهم ، تو را ، تو

چرا آخَر نمی خواهی مرا تو ؟

تو با من بی منی ، وین درد من نیست :

تو با من بی منی ، من  بی تو با تو

اسماعیل خویی

 

دوستت دارم ما همیشگی است

- که هر دم آخرین لحظه ی ماست -

تنها کلماتی که جاودانی است

یارتا یاران



نویسنده : شاهرخ سروری ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ تاریخ ۱۳٩۱/٢/۱٤