خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

عشــــــــــــــق

 جوهره ی آفرینش مفرد است
 
و این جوهره ، عشـــق نام دارد

عشـــــــق
 
نیرویی است که ما را با یکدیگر می پیوندد
 
تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد
 
و در مکان های متعدد

جهان پراکنده شده است ، بار دیگر متراکم کند.

عشـــــــق
 
یگانه پل میان جهان نامرئی و جهان مرئی است

که همه آدمیان آن را می شناسند

یگانه زبان موثر برای ترجمه ی درس هایی است که

گیتی هر روز به آدمیان می آموزد
 

   + بـی رُخ ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۳٠
comment نظرات ()

انتخاب درست

آهو خیلی خوشگل بود . یه روز یه پری  اومد سراغش و گفت:

آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟

آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش

پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.

حاکم پرسید: علت طلاق؟

آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره

  حاکم پرسید: دیگهچی؟

آهو گفت:

شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت:  آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت:مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت:

اعصابمو خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت:

تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.

حاکم پرسید: دیگه چی؟

آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی

تو مثل مانکن ها می مونی.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟

الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا اینکارها رو می کنی ؟

الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.

حاکم فکری کرد و گفت:

خُب خره دیگه چی کارش میشه کرد


نتیجه گیری اخلاقی:

در انتخاب همسر دقت کنید.

نتیجه گیری عاشقانه :

مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شید

عشق چشم هاتون رو کور نکنه

   + بـی رُخ ; ۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢۸
comment نظرات ()

مـــن و تنـــهایی

تنها بودن قـــدرتـــــــــــــــــ  می خواهـــد

 و من قـدرتمنـــــدم

این قدرتــــــــــــــــــ را کسی به من داد
 
که روزی  می گفتـــــــــ :

تنـــهایتـــــــــــــــــــــــــــــ نمی گــــذارم …

   + بـی رُخ ; ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
comment نظرات ()

خیال خام

می گویند پلنگ را خوی غریبی است که هیچکس و هیچ چیز را بالاتر از خود نمیتواند دید. در شبهای بدر کامل، دیدن ماه بلند پلنگ را به خشم و جنونی میکشاند که از سنگها و صخره ها برجهد و حریف گستاخ را از افلاک به خاک فرونشاند. فاجعه زندگی پلنگ نیز وقتی شکل می گیرد که می پندارد در جهشی از فراز قله، بر ماه دست خواهد یافت- اما غرور شکسته ِ پلنگ وقتی به باطل بودن خیالش پی می برد که به خیره چنگ در هوا زده و نومید و خسته با استخوانهای درهم، شکسته از پرواز بی ثمرش، بر صخره های تیز فرو افتاده است و زخمهای مهلکش مهتاب را به خون بیاراسته.

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود

حسین منزوی

   + بـی رُخ ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢۳
comment نظرات ()

یک لحــظه تامل


خدا کنه هیچوقت
 
“هست” های کسی نشه “بود”

###

هیچ زخمی خوب نمیشه

یا جاش میمونه یا یادش

###

“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند

و “مردها” گریه هایشان را تنهایی

###

و روزگار چه بیرحمانه بی رضایتِ ما میگذرد

و تنها این گَردِ پیری ست

  تاوان این گذران اجباری

###

مرد کسی نیست که گریه نکند

مرد کسی است که به گریه نندازد

###

کاش هیچوقت آرزو نمی کردم

کفش های مادرم اندازه ام شود

###

از تمام دلتنگی ها

از اشک ها و شکایت ها که بگذریم

باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبخت

###

همه ی موجودات زنده بعد از مرگشون فاسد میشن

و خیلی از آدما قبل از مرگشون
 
###
 
موندنی با لگد نمیره

رفتنی با خواهش نمیمونه
 
###

کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند

عاقبت پاهای لگدکوب را می بوسند
 
###

شاید قانون دنیا همین باشد

من صاحب آرزویی باشم

که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست


   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٩
comment نظرات ()

بیا عزیز

دقایقی در زندگی هست

که دلت برای کسی آنقدر تنگ می شود

که می خواهی او را

از رویاهایت بیرون بکشی و

در دنیای واقعی بغلش کنی

 

عشـــــق می ورزم و امیـــــد که این فـــن شــریــف

چـــون هــنرهای دگــــر مـــوجـب حرمان نشــــود


وقتهایی که از دست خودم برای خودم کاری بر نمی آیـــد

بایــد این من عاصـــی را بدهـــم دست

تــــــــــــــــــــــــــــــــو

   + بـی رُخ ; ۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
comment نظرات ()

عــــــزیـز !

بغـض مـی کــــــنم

از تــرس روزهــایی که

سهمــمان از هـــــم 

فقــــط یـــک یادش بخــــیر خالــــی باشــــد

   + بـی رُخ ; ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱۱
comment نظرات ()

دلنوشته ها

مگذار دیگران نام تو را بدانند 
همین زلال بیکران چشمانت 
برای پچ پچ هزار ساله ی آنان کافیست...
احمد شاملو

نگاه کن
باران چگونه نقش تو را به آب می‌‌زند
ماه دور تو می‌‌گردد
شبت ستاره می‌‌شود
غنچه گًل می‌‌کند
شبیه تو می‌‌شود
ببین چگونه باد
به اشتیاق روی تو
موج می‌‌شود دریا می‌رقصد
ای شاه نشین شعر‌های من
عشق تو هستی‌
که همیشه ترا به نام تو صدا می‌‌کنم

 

نامه یک پدر به دخترش

دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ....چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی....کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن...دخترکم به سوی کسی که ناز میکنددست نیاز دراز نکن...بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی....دخترکم تو زیباترینی... .همیشه با این باور زندگی کن...خودت را فراموش نکن... .شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد....اما به یاد داشته باش....کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند....دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست....اشتباه که کردی برخیز....اشکالی ندارد....بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند.....خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد.... زمستان دپاست.... زیاد میشنوی هوا دو نفره است!!!!به درک که دو نفره است تنها قدم زدن دنیای دیگری دارد..دخترکم شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش....برای پدرت تو ملکه هستی....گریه کرده ای؟؟؟؟ رنج کشیده ای؟؟؟؟ سرت کلاه رفت؟؟؟اذیتت کرده اند؟؟؟ عیبی ندارد.... نگذار تکرار شود....گاهی تکرار یک درد دردناک تر است!!!احساس تو با ارزش است خرج هر کسی نکن...از تمام مردهایی که میبینی و متلک نثارت میکننداز تمام مردان این شهر ممنون باش...ممنون باش که هر روز لطافت تو را،ظرافت تو را، زیبایت را یادآور میشوند... .تو قدرتمندی که با تمام ضعیف بودنت در برابرت ناتوانند...آری .... ناتوانند دخترکم تو با ارزشترین موجود زمین هستی 
هیچ گاه فراموش نکن.....
تقدیم به دختران سرزمینم

گاهی ...
نمیشه دست از ،
دوست داشتن یکی برداشت !
حتــــــــــــــــی
....
.
.
وقتی ازش دلخوری...

به رفتن که فکر می کنی
اتفاقی می افتد که منصرف می شوی،
می خواهی بمانی
رفتاری می بینی که انگار باید بروی..!...
و این بلاتکلیفی
خودش کلــــــی جـــــــهنم است ...


"سیمین دانشور"

 

 

دنیا
پر از احتمال است
احتمال آمدن
ماندن
گریستن...
و عاشق شدن ...
نمی دانم چرا
از این همه
احتمال نیامدنت
بسیار است ... !؟

امشب
تمامِ کوچه های بن بست
بوی تو را دارند
می دانی
بوسه ای از لبانت ...
چقدر شیرین است...

   + بـی رُخ ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۳
comment نظرات ()

اگه می بینی آرومم ...

 

دلیـل اینــــکه آرومـم

امیــــد لمـــس دستــــــــــــــــــ اتـه

اگه خاموش و مبهوتـم

دلیلش عمــق چشمـــــــــــــــــ اتـه

دلیل خواب شیــرینـم

همیشـه طعــم لبـهـــــــــــــــــــ اتـه

 

با تشکــــر از نازخاتون بانـــــــو

   + بـی رُخ ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۳
comment نظرات ()