خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

مرد جنوبی

جنوبی هستم و عاشق

دو چشمم آینه  دستان من ایثار

و رخسارم سیه از بوسه ی خورشید

جنوبی هستم و عاشق

دلم دریاست

دل دریاییم در انتظار ریزش باران

و من نخلم

و سبزم بی حضور آب

جنوبی هستم و عاشق

و فرهادم به آن شیرینی خرمای دشتستان

جنوبی هستم و عاشق

و رد گامهایم بر تن ساحل

به سوی دشت پاکی ها ...

   + بـی رُخ ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۱٩
comment نظرات ()