خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

اصل موضوع رو فراموش نکن

خانمی طوطی ای خرید.اما روز بعد،اون رو به مغازه برگردوند.او به صاحب مغازه گفت:

"این پرنده صحبت نمی کنه".

صاحب مغازه گفت: "آیا تو قفسش آینه هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند،اونها

تصویرشون رو توی آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند".اون خانم یک آینه خرید و

رفت.

روز بعد باز اون خانم برگشت.طوطی هنوز صحبت نمی کرد.صاحب مغازه پرسید: "نردبون

چی؟ تو قفسش نردبون گذاشتید؟ طوطی ها عاشق نردبون هستند".اون خانم یک

نردبون خرید و رفت.

اما روز بعد باز هم اون خانم اومد.صاحب مغازه گفت: "آیا طوطی شما تو قفسش تاب

داره؟خب مشکل همینه.به محض این که شروع به تاب خوردن کنه،حرف زدنش همه رو

شگفت زده می کنه".اون خانم با بی میلی یه تاب خرید و رفت.

وقتی که اون خانم روز بعد وارد مغازه شد،چهره اش کاملا تغییر کرده بود.او گفت:

"طوطی مرد".

صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: "طوطی حتی یک کلمه هم حرف نزد؟!"

اون خانم پاسخ داد: "چرا درست قبل از مردنش با صدای ضعیفی گفت:

آیا در اون مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟"

به هوش باشیم اصل موضوع رو فراموش نکنیم.

 

   + بـی رُخ ; ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٧
comment نظرات ()