خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

گرگ و میش

در ایام صدارت میرزاتقی خان امیرکبیر، روزی احتشام الدوله (خانلر میرزا) عموی

ناصرالدین شاه که والی بروجرد بود، به تهران آمد و به حضور میرزاتقی خان رسید.

امیر از احتشام الدوله پرسید: خانلر میرزا وضع بروجرد چطور است؟

حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک

جوی آب میخورند !

امیر برآشفت و گفت: من میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان

باشد که گرگی وجود نداشته باشد که در کنار میش آب بخورد. تو میگویی گرگ و میش از

یک جوی آب میخورند؟

خانلر میرزا که در قبال این منطق امیرکبیر جوابی نداشت بدهد سرش را پائین انداخت و

چیزی نگفت... 

   + بـی رُخ ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳٠
comment نظرات ()