خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

آن گوهر شبتاب را

کرده ای در زلف خود پنهان رخ مهتاب را

در سبو جا داده ای دریایی از سیماب را

رسم دلداری نباشد تا که محرومم کنی

تا نبینم من عیان آن گوهر شبتاب را

   + بـی رُخ ; ٦:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳۱
comment نظرات ()