خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

دو دلگویه از هدایت الله کمالی

اسیرم کرده چشمان سیاهت

قتیلم کرده آن تیر نگاهت

کمالی را نکن دلخون از این بیش

که می ترسم از این خیل سپاهت

********

بتا دانی من بیچاره زار

به دام عشق تو هستم گرفتار

مکن قلب کمالی را مشبک

ترحم کن دل زارم میازار

 

   + بـی رُخ ; ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳۱
comment نظرات ()