خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

تو

جا می خورد از تردی ساق تو پرنده

ایمان منی سست و ظریف و شکننده!

می خواست مرا مرگ دهد آنکه نهاده است

بر خوان لبان تو مربای کشنده!

غیر از تو که یک شاخه گل بین دو سیبی

چشم چه کسی دیده گل میوه دهنده!

لبهای تو اندوخته آب حیات است

اسراف نکن اینهمه در مصرف خنده

عشق تو قماریست که بازنده ندارد

ای دست تو پیوسته پر از برگ برنده

 

   + بـی رُخ ; ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳۱
comment نظرات ()