خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

آغاز

وقتی تو آمدی

دریافتم

که عشق

انجام نیست

آغاز بودن است

 

می نشینم تا چشمهایت

بیدار شوند

و عشق را در سبد نگاه

به من هدیه کنی

 

دلم هوای تو کرده

چرا نمی آیی

میان من و دریچه

چقدر فاصله است

   + بـی رُخ ; ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢۳
comment نظرات ()