خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

مسافر

 

مسافری نزدیک شهری بزرگ ، از زنی که کنار جاده نشسته بود پرسید:

مردم این شهر چگونه اند؟

زن گفت:مردم شهری که از آن آمده بودی چگونه بودند؟

مسافر پاسخ داد:بسیار بد،غیر قابل اعتماد و از هر نظر نفرت انگیز.

زن گفت:مردم این شهر نیز چنین اند.

هنوز مسافر اول نرفته بود که مسافر دیگری از همان شهر رسید و راجع به

مردم آن شهر سوال کرد.

باز هم زن در مورد شهری که مسافر از آنجا آمده بود سوال کرد:

مسافر دوم گفت:آنها مردم خوبی بودند.راستگو،سختکوش و بسیار بخشنده.از

اینکه آنجا را ترک کردم بسیار غمگینم.

زن خردمند پاسخ داد: پس آنها را در شهری که پیش رو داری باز هم خواهی

یافت.


   + بـی رُخ ; ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۸
comment نظرات ()