خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

شاملو

برای تو و خویش

چشمانی آرزو می کنم

که چراغ ها و نشانه ها را

در ظلماتمان ببیند

که صداها و شناسه ها را

در بیهوشی مان بشنود

برای تو و خویش،روحی

که این همه را

در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی

که در صداقت خود

ما را از خاموشی خویش

بیرون کشد و بگذارد

از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم.

   + بـی رُخ ; ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٥
comment نظرات ()