خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

علی هوشمند

 

از نستعلیق گیسوان حوّا

 

گُزیده ی اشعار

علی هوشمند

 

بت کشمیری ام رطلش گران است

لبش خرم ترین باغ جهان است

شکست خط نستعلیق زلفش

کنون سرمشق رسم عاشقان است

بهار جلوه اش نهج البلاغه است

لب لعلش مفاتیح الجنان است

بخارای خیالش خرم و شاد

سرودش بوی جوی مولیان است

خراسان قدیم چشم هایش

شگفتی های سبک اصفهان است

تنی دارد بدیع و حیرت انگیز

که وصفش خارج از فن بیان است

خرامش شور رستاخیز دارد

نگاهش فتنه آخر زمان است

دلم خاقان چین دامنش باد

شهید گوشه ی پیراهنش باد


بوی ترانه های ازل می دهد لبت

خوش باش  خوش که طعم عسل می دهد لبت

لب نیست نازنین ملکوت ملاحت است

بوی سبوی عز وجل می دهد لبت

بگشای آن طراوت فرزانه را که باز

ما را شبانه ذوق غزل می دهد لبت

الله اکبر از تو که با حمد بوسه ای

معنای ناب خیرعمل می دهد لبت

گل شرم گونه های تو خود وحی منزل است

بوی ترانه های ازل می دهد لبت

   + بـی رُخ ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٩
comment نظرات ()