خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

وقتی از چشمهایت افتادم

آن روز تازه فهمیدم

در چه بلندایی آشیانه داشتم . . .

وقتی از چشمهایت افتادم

هنوز دست و پای دلم درد می کند

چقدر شکستن سخت است

وقتی تو داری نگاه می کنی

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٦
comment نظرات ()