خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

محمدرضا احمدی فر

 

آوازهای ابری

 

مجموعه شعر

محمدرضا احمدی فر

 

در حضور تو مردن آسان است

مرگ چون آب خوردن آسان است

مثل جان کندن است دل کندن

عوضش دل سپردن آسان است

دل ما مثل برگ گل نازک

برگ گل را فشردن آسان است

گر توانی غم مرا بشمار

شادی ام را شمردن آسان است

یک نگاه تو کار دستم داد

دل ز دیوانه بردن آسان است

پیش پای تو باز می میرم

تا بدانی که مردن آسان است


دل این دل خسته را به خاطر بسپار

پر این پر بسته را به خاطر بسپار

آهنگ دل مرا فراموش مکن

این تار شکسته را به خاطر بسپار

 

بی ماه و ستاره شد شبم دور از تو

هر شب تا صبح در تبم دور از تو

گنجی است دلم ز حرف ناگفته ولی

یک حرف نیاید به لبم دور از تو

 

*******

 

کجاست آن دل بی ادعا که می گفتی ؟

و مهربانی آن دست ها که می گفتی ؟

به من دروغ نگو ! غیر سنگلاخ نبود

به چشم دیده ام آن جاده را که می گفتی

چقدر آخر این شاهنامه سنگین بود

مگو دوباره از آن انتها که می گفتی

تمام شهر تو را گشته ام، همینم بس

مرا ببر به همان روستا که می گفتی

مگر قرار نشد نشکنی دل ما را

کجاست حرمت آیینه ها که می گفتی ؟

زبان زخمی شعر مرا نمی فهمد

یکی از آن همه دردآشنا که می گفتی !

   + بـی رُخ ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱۱
comment نظرات ()