خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

کلاغا _ اسکندر احمدنیا

یاد بزرگمرد محلی سرایی جنوب شادروان "حاج علی مرادی" گرامی باد

 

 

کلاغا

 

 

اسکندر احمدنیا

 

شرحی بر منظومه ی کلاغا سروده ی شادروان علی مرادی

 

کلاخا یاد مووَحدو یاد مووَحدو        

 به یاد دولت آزاد مووحدو

کلاغ ها یاد مخدان یاد مخدان       

 به یاد دولت آزاد مخدان

سی کُرووِن سَرَت بال بالکاکو        

 ز مووحدو فِرِیَم تا شالکاکو

برای صدقه سرت بالی بزن،پروازی کن      

بسوی مخدان هم سری بزن و تاشالک برو

تو سی فاطو بگو حال دل مو          

بگو از کار سخت مشکل مو

تو به فاطمه بگو حال و روزگار مرا         

به او بگو از سختی و مشکلات من

بگو از کول مو ای یار جونی               

 که بی تواُم نمیتِن زنده گونی

از قول من بگو ای یار دلخواهم           

 که من بی تو نمی خواهم زندگی را

مو از وختی که بوات اِش وعده دَدسُم   

 که فاتو نی خوتن یک شو نَخُوسُم

من از وقتی که پدرت وعده داده تو را به من بدهد

و فاطمه مال تو است، یک شب نخوابیده ام

اول بووات اش گُ سِیه تای مانی

 ولاتش هم نزیک جای مانی

قبل از هرچیز پدرت گفت: سیاه جز طایفه و همتای ما نیست

محل او نزدیک به روستای ما نیست

میگن جَت بد رگن گر چه سفیدن

پکه ، سیه و سفید ، هیچکس ندیدن

می گویند ساربان بد اصل است اگرچه سفید است

وصلت بین سیاه و سفید را کسی ندیده است

مو دُوَحتُم هر گسُم و سیه نمی دم

اگر هادم و ضرو پیل می دم

من هرگز دخترم را به سیاه نمی دهم

و اگر بدهم به ضرب پول و باج می دهم

 

ادامه ...


اسکندر احمدنیا در جایی از "کلاغا" می نویسد:

حاج علی مرادی_اهل خورموج دشتی،که روزگاری مقر و محل حاکمیت بزرگ

 شاعری بود به نام محمدخان دشتی_ در پس واژه ها و مضمون این شعر

 نه تنها دردمندی و غربت سرزمین خود را بلکه به گونه ای تعمیم یافته کل جهان

 را نشانه رفته بود نگاه مرادی منجر به آفرینش مانیفستی در عرصه هنر شعر

محلی شد؛  هنری که زاویه دید خود را به نوع دیگری عرضه نموده بود.

از دریچه شعر بعد از گذر از واژه های صعب ناشناخته برای مخاطبان فرا اقلیمی اش

مرادی غربت و واپس گرائی ها،تبعض ها،مرارت و تبعیدو حبس و مستاصل شدن و

"در وطن خویش غریب ماندن" انسان را به تصویر کشیده بود ....

در فرهنگ های گوناگون جهان قشر یا اقشار خاصی را پست می دانند، اگر فردی

از این گروه یا طایفه سر به ثریا هم بزنند، در نگاه و گفتار مورد تحقیر قرار می گیرند

مرادی و اشاره اش به این مورد تقریبا با کل جهان اشتراکاتی دارد، به طور مثال:

اگه مو سیه بدم تو زندگونی                      تو هم دوحت جطی ای یار جونی

اگر من سیاه بودم در دنیا یاپوستم سیاه است خود تو هم دختر ساربان هستی

....

   + بـی رُخ ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٩
comment نظرات ()