خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

حکیم ابوالقاسم فردوسی

25اردیبهشت روز نکوداشت فردوسی بزرگ گرامی باد

 

شاهنامه شناسنامه و هویت ملی ایرانیان است  

 

چو ایران نباشد تن من مباد

 

ادامه ...


 

ندانی که ایران نشست منست

 

جهان سر به سر زیر دست ِ منست

 

هنر نزد ایرانیان است و بـــس

 

ندادند شـیر ژیان را بکــس

 

همه یکدلانند یـزدان شناس

 

بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس

 

دریغ است ایـران که ویـران شــود

 

کنام پلنگان و شیران شــود 

 

چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد 

 

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

 

همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم

 

جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم

 

همه سربسر تن به کشتن دهیم

 

از آن به که کشـور به دشمن دهـیم

 

چنین گفت موبد که مرد بنام

 

بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام

 

اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار

 

چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار

حکیم ابوالقاسم منصوربن فردوسی طوسی

در سال ۳۲۹ هجری در قریه ی باژ از توابع توس در خاندانی از طبقه

دهقانان به دنیا آمد. از ایام جوانی شروع به سرایش یکی از بزرگترین

شاهکارهای زبان و ادبیات پارسی یعنی شاهنامه کرد.

منبع اصلی سرایش او شاهنامه منثور ابو منصوری بود که فردوسی

پاره ای داستانهای منفرد، چون اخبار رستم و اخبار اسکندر را به آن

اضافه نمود و به ویرایش کلی این داستانها پرداخت تا کل آن را در اثری

منسجم و یکپارچه به نام شاهنامه گرد آورد که به حق به پاس زحمت

سی ساله اش به نام شاهنامه فردوسی نامیده می شود.

این کتاب بنا به عرف زمان به سلطان محمود غزنوی تقدیم گردید.

لیکن شاهنامه به مذاق سلطان ترک تبار خوش نیامد که

 کتاب را همه تمجید از ایران و ایرانی دید و سلطان غزنوی محمود

نامه می خواست و فردوسی شاهنامه سروده بود.

این اختلاف باعث شد که شاعر غزنین را ترک گوید و از هرات به

تبرستان و از آنجا به خراسان باز گردد، و به سال ۴۱۱ هجری

در زادگاه خویش در گذشت.

کتاب وی که سند، شناسنامه و هویت ملی ایرانیان است،

در روزگاری که استقلال ایرانیان از میان رفته بود و هویت آنان برباد بود،

آبروی دوباره به عنصر ایرانی بخشید تا بتواند دوباره عزت نفس خود را

 به دست آورد و به ابراز وجود بپردازد به این سبب کتابش با آنکه سالها

بعد، مورد توجه دربارها قرار نگرفت، توسط مردم و ضبط سینه به سینه

و نقل نقالان و پدید آوردن افسانه ها و ترانه ها توسط مردم حفظ

شد و بعدها نسخ متعددی از کتاب وی تهیه شد.

در سالهای آغازین قرن معاصرکه رویکردی تازه به ادبیات گذشته

 ایران توسط دانشمندان معاصر و مستشرق صورت پذیرفت شاهنامه

 نیز مورد باز خوانی قرار گرفت و بسیاری ظرافت ها و نکات تازه در آن

پیدا شد که هنوز هم عرصه پژوهش در شاهنامه بسیار فراخ است.

اگر چه شخصیت های زیادی چون؛ تقی زاده، دکتر ذبیح اله صفا،

علامه مینوی، دکتر جلالی خالقی مطلق و دهها ادیب بزرگ دیگر

 در دوره ی معاصر در شناخت بیشتر از شاهنامه چراغ راه بوده اند.

شاهنامه برای شناخته شدن هنوز نیاز به همت جمعی دارد.

   + بـی رُخ ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٤
comment نظرات ()