خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

خرما پزون

شرجی و آفتاب عسلویه و البته صفای این همه گرمای خواستنی و درخشش

خارکهایی که کم کم رطب می شوند،دوست عزیزم آقای معصومی را به وجد آورده،این

دو بیتی دلنشین را برایم ارسال کرد:

 

تنم شرجی دلم خرما پزونن

رخم از مهر تو رنگین کمونن

درون سینه ام گرمای عشقت

مث تش باد ظهر دشتسونه

 

علی جان ممنون.

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٦
comment نظرات ()