خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

سعدی

اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم

که خلاص،بی تو بند است و حیات،بی تو زندان

 

ادامه ...


خرامان از درم بازآ که ت از جان آرزومندم

به دیدار تو خشنودم به گفتار تو خرسندم

به جانت کز میان جان ز جانت دوست تر دارم

به حق دوستی ،جانا، که باور دار سوگندم

   + بـی رُخ ; ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۱
comment نظرات ()