خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

رد پای نگاه

اگر روزی شنا کردی در دریای خاطراتت

بر ساحل خاطر من هم قدمی بگذار

تا محو نشود

رد پای نگاهم

 

دفتر شعر

گل های سه انگشتی

راضیه قاسم نژاد

 

ادامه ...


زندگی بدون تو

حباب روی آب است

که با کمترین حرکت

تمام می شود

 

آیا حاضرید شما را به عقد دایم شعرهایتان درآورم ؟

با اجازه دلم

بله !

 

وقتی درد

مرا قورت می دهد

باید سریع نامت را بنوشم

 

آنقدر خوبی

که ابر را برای همه هدیه می دهی

اما من

تشنه

در کویرت

نشسته ام !

 

صورت من با کدام سیلی

سرخ شده بود

که آسمان با پای پیاده

بر غرور من قدم می زد!

 

باید

به دور از چشم نامردان

ماهیان روی آب را

به تماشای چشم های نیلوفری ات

دعوت کرد

 

   + بـی رُخ ; ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢۸
comment نظرات ()