خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

لالایی

 

لالا لالا گُلم باشی    تسلای دلُم باشی

 

خدا می داند چقدر دلم برای لالایی هایت تنگ شده مادر

 

ناب ترین عواطف مادری در لالایی ها نهفته است

در بسیاری از لالایی ها گواراترین عاطفه انسانی موج می زند

در لالایی ، مادران از غم ها،دل سوختگی ها و آرزوهای فروخفته و

فروخورده خود می گویند به همین دلیل ، دراین قالب شعری ، با صادقانه

ترین و شفاف ترین کلمات روح آدمی ، خاصه زن ، روبرو هستیم.

لالایی آینه تمام نمای دردهای زن در جوامع پیچیده انسانی است.

با موشکافی در محتویات آن می توان تحولات اجتماعی را به سادگی

بررسی کرد و از طبیعت، گل، رنگ و بی رنگی و آداب و رسوم، نشانه ای

به دست آورد.

بنابراین ، لالایی داستان غمبار و پرفراز و نشیب مادری است که گذشته از

زحمات طاقت فرسای جسمی ناشی از فعالیت های مختلف اقتصادی ،

خانه داری و غیره پذیرای عقده ها و فشارهای روانی مردی است که

"همه کاسه_کوزه ها را سر او می شکند" و او لالایی را وسیله ای برای

خواب کردن کودک ، فرصتی برای زمزمه درد دل ها و بیان غم ها به گوش

کودک خواب آلودش ، به عنوان سنگ صبور خود می داند و کودک بی آنکه

مضمون این زمزمه های سحرانگیز را دریابد ، در نشئه ی موسیقایی آن رها

می شود.

 

ادامه  در "لینک مطلب"


ترانه را می توان حوزه غیر رسمس شعر دانست،چنانکه قصه را نیز می توان حوزه

غیررسمی داستان و رمان نامید. این عدم رسمیت هرچند سبب شده تا نخبگان

وفرهیختگان کمتر به این گونه ادبی رغبت نشان دهند، اما درمقابل حوزه رسمی

(اشعار)،شاید بتوان گفت ترانه ها همواره از صمیمیت و مقبولیت عام بیشتری

برخوردار بوده اند. چرا که بیشتر در مناسبت هایی زمزمه شده اند که متعلق به

همین قشر بوده است. مناسبت هایی از قبیل کارهای خانه ،کارهای مزرعه،

کارهای هنری،دستی،صنعتی و ... چنین است که ترانه های ملی و محلی،جدا

از حوزه های رسمی شعر و ادب،از اعماق ذوق مردم عادی کوچه و بازار تولد

یافته،زندگی کرده و حفظ شده است.

بخشی از این ترانه های عامیانه،که اتفاقا حجم قابل توجهی از آن را نیز در برمی

گیرند به کودک و امر تربیت و سرگرم کردن او اختصاص دارد مانند ترانه های خواباندن

(لالایی ها) یا ترانه های بازی. این ترانه ها به شیوه خاصی تنظیم شده اند وبار

عاطفی ویژه ای در آنها دیده می شود.

این مطلب ادامه دارد ...

   + بـی رُخ ; ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۳
comment نظرات ()