خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

ساختار معنایی لالایی ها

درونمایه یا ساختار معنایی لالایی ها عمدتا فاقد مفاهیم پیچیده

و تامل برانگیز است آنچه در لالایی مورد نظر است،بیشتر به وجه

عاطفی و ارتباطی کودک باز می گردد و یا مربوط به رنج و مرارت و

یا آرزویی است که یک مادر در سینه دارد. مادر با کودکی لب به سخن

می گشاید که کلمات او را نمی فهمد و یا حتی اگر چیزهایی را درک

می کند،محدودترین وضعیت معنایی کلمات است. شاید کسانی که

نخستین لالایی های جهان را ساختند، می دانستند که این کلمات

می بایست عاری از پیچیدگی و تعمق باشد تا بیشترین تاثیر و روان ترین

شکل انتقال را به نسل های بعدی پیدا کند

 

چون که با کودک سر و کارت فتاد         هم زبان کودکی باید گشاد

 

با نگاهی اجمالی می توان به لحاظ موضوع و معنا سه دسته مجزا از

لالایی ها را با کارکرد نسبتا واحد از هم تشخیص داد

الف: لالایی هایی با مضامین مختلف که مربوط به فرزند است

در این دسته لالایی ها موضوعات مختلفی چون آرزوهای مادر برای آنکه

فرزندش بزرگ و دانش آموخته شود،عروسی کند،بچه دار شود،سالم و

تندرست بماند،به جا و مقام و ثروت برسد؛ و یا تشبیه کودک به گل های

زیبا،دعا کردن به جان کودک برای سلامت او و ... نهفته است:

 

لالالالا که لالا بی بلا بی _ خودت ملا قلمدونت طلا بی

 

لالالالا گل لاله _ رودم(بچه ام) خوابه تو گهواره

امیدی از خدا دارم _ خدا رودم نگه داره

 

بخواب ای گل،بخواب ای گل _ بخواب ای خرمن سنبل

بیا با هم رویم صحرا _ برای هم بچینیم گل

 

لالالالا گل لاله _ دل از مهر تو خوشحاله

الهی زنده باشی تو _ شوی ده ساله،صد ساله

 

ب: در دسته دوم از مضامین موجود در لالایی ها مربوط به خود مادران

است،مفاهیمی چون بیان دردها و رنج ها، دوری از همسر و یا جفای

آنها و ... دیده می شود :

 

لالالالا گل زیره _ بابات رفته زنی گیره

دلم آروم نمی گیره _ ننه از غصه می میره

 

لالالالا گل قالی _ بابات رفته جایش خال

لالالالا گل خشخاش _ بابات رفته خدا همراش

 

لالالالا گل اوشن _ بابات آمد چشت روشن

 

ج: در دسته سوم هم لالایی هایی با مضامین سیاسی _ اجتماعی

مشاهده می شود از شعرای دوران مشروطیت، اشرف گیلانی و

از گویندگان معاصر، احمد شاملو، لالایی های سیاسی _ اجتماعی

سروده اند از جمله شاعران محلی هم که لالایی های سیاسی _

اجتماعی سروده اند می توان از" هزار" شاعر نامدار کرد،نام برد که

در لالایی مشهورش سرود است :

 

هه ی لایه لایه روله لای لایه

(لایی لایی فرزندم، لالایی)

روله رونایی کلینه چاوم

(فرزندم روشنایی مردمک چشمانم)

به ندی جه رگ و دل هیزی هه ناوم

(بند جگر و توان روحم)

ریحانه ی بون خوش سوره گوله که م

(ریحان خوش بو و گل سرخ من)

ئاوپر ژینی کولی دله که م

(خاموش کننده آتش ها و جوشش های درونم)

هه نگون و قه ند و نوقل نه باتم

(عسل و قند و نقل و نباتم)

به و به نه و مه نده خستوه ده دستم

(برای چه این بندها را به دستم بسته اند)

روله بویه ت ده به ستم ته ناخویی پی بگری

(فرزندم برای این تو را به گهواره می بندم)

نه وه ک وه دور بی ده ندا بمری

(مبادا که در دوری و غربت باشی و بمیری)

روله ژیانت ده گه ل ده چیژم

(فرزندم زندگی را با تو لمس می کنم)

تا به شکم له به رسی به رت بحه سمیه وه

(تا شاید در زیر سایه ات{با آرامش} به خواب روم)

   + بـی رُخ ; ۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱٠
comment نظرات ()