خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

شراب لب

عاشق بی قراری می گفت :

 

فقط یک پیک از شراب لبانت خوردم

چند ساله بودند این لبانت ؟

عمری گذشت

و هنوز وقتی به تو فکر می کنم

تلو تلو می خورم.....!

   + بـی رُخ ; ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٩
comment نظرات ()