خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

شاعر شاعران جهان

 

زاد روز حضرت لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی مبارک

 

بر چلیپای زلف معشوقان مشرق زمین و پیشانی ماه بلند آسمانم

شعر تو را به نستعلیق و معلا نوشته ام.

پرده ای زده ام قهوه خانه خاطراتم را که صورت خیال تو،شاه بیت نقوش آن است


ای شاعر شاعران جهان !

کدامین نقش در عالم تصویر، به پای نقش های شعر تو می رسد ؟

چه کسی جز تو می تواند نقش عالم معنا را بر زمین خیال رسم کند ؟!

تو از احوال عشق، این راز سر به مُهرِ هستی می گویی که چون آشکار شود

هویت خود را می بازد و من چقدر در جادویِ سخنانت،  آموخته ام !

حرف های تو از دل برآمده اند؛از دلی که مالامال شیدایی است و از جذبه حق مست.


ادبیات پارسی، با جاری غزل های تو، تا دوردست ها

دامنِ لطافت و شیوایی گسترده است.


تو، حافظ کلام ایرانی، هویت شرقی،

گنجور واژه های فارسی و خوش ترین خاطره تاریخی؛ اگر چه برای قرن ها،

معاصر مانده ای و می مانی.


امروز، در لحظه های شیرازی ما، غزل های شوق جان می گیرد و با حافظه ای پر از

اردیبهشت و "صدای سخن عشق"،در بهارستان واژه ها گام برمی داریم

گلگشت شگفتی است حافظ !

 

امروز، آواز هر قناری، بوی فال می دهد و امید.

در دستان هر قاصدکی، پیغامی از جانب دوست می درخشد

و خستگان را نوید می بخشد.

" ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد"


   + بـی رُخ ; ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٠
comment نظرات ()