خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

زنگل بارون

بالاخره بعد از ماه ها انتظار عاشقانه های بومی

منوچهر بایندری شاعر خوش ذوق دشتستانی گل کرد

 

زنگل بارون

 

عاشقی مثه چنه ؟ مثل صدی زنگل بارون

مث نوری که شفق می زنه ری بور گلنگون !

مث واگشتن پیلسوک ، تیه ی خونه ی خشتی

پر و پر دور هرس ، چاله ی تش ، فصل زمسون

مث واگشتن دل بعد یه مدت گم و گوری

حال و احوالی و بعدش بکنی سیش تش قیلون !

مث ره خلوت بی رهگذری ، دیدن یاری

ری تلی ، تو دره یی ، شی یه کناری تو کناردون

ری کنی سمت سمل از هل چه پیر یا بازگون

عاشقی مثه چنه ؟ مثل دی زنگل بارون

وختی رم می کنه از رپ رپ اسبت نر تیفون

مث گرگی که گلهلوش کنن ، ره شه بیندن

یکشه چپ ره بزنه ، ری کنه سی بر بیابون ...

 

ترجمه

1_ عاشقی مثل چیست ؟ مثل زنگوله ی باران ، مثل نوری که سپیدم در

افق روستای "گلنگون" می تابد

2_ مثل بازگشت پرستو _چشم و چراغ خانه ی خشتی_ مثل بال بال او

در حالی که زمستان است و چاله پر از آتش

3_ مثل بازگشت دل بعد از مدتی سرگشتگی وقتی بیاید و تو حال و احوالش

را بپرسی و از او پذیرایی کنی

4_ مثل راه خلوت بی رهگذری و دیدن یاری بر تپه در دره یا زیر سایه  کناری

5_ مثل پنج شنبه ی زیبایی که از روستای "چاهپیر" یا شهر "برازجان" به

سوی روستای "سمل" بیایی

6_ عاشقی مثل چیست ؟ مثل صدای زنگوله ی باران وقتی که از صدای

حرکت اسبت طوفان می رمد

7_ مثل گرگی که او را محاصره کنند و آشفته به سوی بیابان بگریزد

 

منوچهر عزیز در این مجموعه ی عاشقانه شعرشگفت انگیز "چغول چغادکی"

را به من تقدیم کرده. سال 87 این دلسروده را که ماجرای عشق یک پسر تاجر

و یک دختر کشاورز است دکلمه کردم که بسیار مورد توجه قرار گرفت، طوری

که ورد زبان اکثر دوستان شد و همچنان در محافل آن را زمزمه می کنند.

منوچهر در مثنوی چغول چغادکی بیش ازصد ضرب المثل و ده ها اصطلاح

رایج دشتستانی بکار برده که بر جاذبه ی شعرش افزوده.

این شعر در عین روانی و سادگی و در حالی که ماجرایی عاشقانه را به

تصویر می کشد،سرشار از پند و حکمت،شور و حماسه،دین و اخلاق ،

تاریخ و جغرافیا،اقتصاد و سیاست و فراز و فرودهایی است که خواننده را

به وجد می آورد و با خود تا اوج می برد.

   + بـی رُخ ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٥
comment نظرات ()