خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

مناظره شعرای بزرگ دشتی(با تشکر از آقای سید محمد رضا هاشمی زاده)

محمد خان دشتی- مینیاتوریست شاعران جنوب - در حسرت رام آهوی گریز پای عشق می

سراید:

 

 مردم از حسرت آهو روشان و رمشان

من ندانم به چه تدبیر به دام آرمشان

 

 فایز دشتی - ترانه سرای مانای جنوب - این بیت را شنیده و آب پاکی ریخته روی دست

محمد خان:

 

 خوبرویان جهان تا که سرشتند گلشان

سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان

 

آخوند کبگانی بعد از تامل و تدبیر راهکار را نشانشان می دهد:

 

 خوبرویان جهان سنگ نباشد دلشان

باید از جان گذرد هرکه شود مایلشان

 

مفتون - ترانه سرای شوریده حال این دیار - سالها بعد به رندی سرود:

 

 خوبرویان جهان هر که بگوید بدشان

علت آن است که دستش نرسد دامنشان

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۸
comment نظرات ()