خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

آخ گفتی چایی آخ گفتی دوستی!

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ای است.هول هولکی و دم دستی.این

دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند.اما خستگی ات را رفع نمی کنند.این چای خوردن ها ،دل

آدم را باز نمی کند.خاطره نمی شود.فقط از سر اجبار می خوری شان که چای خورده

باشی، به بعدش هم فکر نمی کنی.

 

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو.این دوستی ها جان

می دهد برای مهمان بازی،برای تعریف کردن لطیفه های خنده دار.برای فرستادن پیامک

های صد تا یک غاز.برای خاطره های دم دستی.اولش هم حس خوبی به تو می دهند.این

چای زود دم خارجی را می ریزی در یک فنجان بزرگ.می نشینی با شکلات فندقی می

خوری و فکر می کنی خوشحال ترین آدم روی زمینی.فقط نمی دانی باقی چای که مانده در

فنجان،بعد از یکی دو ساعت می شود رنگ قیر.یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره

فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.

 

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بکشد.باید

انتظارش را بکشی.باید برای عطر و طعمش منتظر بمانی.باید صبر کنی.باید آرام باشی و

مقدماتش را فراهم کنی.باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.خوب نگاهش

کنی.عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته،جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی.

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۸
comment نظرات ()