خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

جوجه تیغی دلم

قلب تو   کبوتر است ؛بالهایت از نسیم

قلب من سیاه و سخت؛ قلب من شبیهِ....بگذریم

دور قلب من کشیده اند یک ردیف سیمِ خاردار ؛

پس تو احتیاط کن   جلو نیا  برو کنار

توی این جهان گنده ،هیچ کس با دلم رفیق نیست؛

فکر می کنی چاره دلی که جوجه تیغی است چیست؟!

مثل یک گلوله جمع می شود جوجه تیغی دلم؛

نیش می زند به روح نازکم ، تیغ ها ی تیز مشکلم

راستی تو جوجه تیغی دل مرا ،توی قلب خویش راه می دهی؟

او گرسنه است و گمشده،تو به او پناه می دهی؟

باورت نمی شود ولی

جوجه تیغی دلم، زود رام می شود

تو فقط سلام کن، تیغ ها ی تند و تیز او

با سلام تو ، تمام می شود.

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱۱
comment نظرات ()