خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

یک لحــظه تامل


خدا کنه هیچوقت
 
“هست” های کسی نشه “بود”

###

هیچ زخمی خوب نمیشه

یا جاش میمونه یا یادش

###

“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند

و “مردها” گریه هایشان را تنهایی

###

و روزگار چه بیرحمانه بی رضایتِ ما میگذرد

و تنها این گَردِ پیری ست

  تاوان این گذران اجباری

###

مرد کسی نیست که گریه نکند

مرد کسی است که به گریه نندازد

###

کاش هیچوقت آرزو نمی کردم

کفش های مادرم اندازه ام شود

###

از تمام دلتنگی ها

از اشک ها و شکایت ها که بگذریم

باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبخت

###

همه ی موجودات زنده بعد از مرگشون فاسد میشن

و خیلی از آدما قبل از مرگشون
 
###
 
موندنی با لگد نمیره

رفتنی با خواهش نمیمونه
 
###

کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند

عاقبت پاهای لگدکوب را می بوسند
 
###

شاید قانون دنیا همین باشد

من صاحب آرزویی باشم

که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست


   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٩
comment نظرات ()