خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

نسکافه داغ

 

شاعر توانای دفتر شعر "حق با کلاغ بود" علیرضا عمرانی عزیز ،که اهل دل است و

دلگویه،پیامکی ارسال کرد که حاوی دو دلسروده زیبا بود.

دست مریزاد علیرضا جان.

 

یک صبح پر از نشاط در خلوت باغ

نه بیم سگ و نه سایه شوم کلاغ

یک چیز الان به کام من می چسبد

لب های تو با مزه نسکافه داغ

 

 

زان پیش که خاک علفی شور شوم

یا هیزم سرد چاله ای کور شوم

ای کاش تو نخلی بشوی تا من هم

دور تن تو شاخه انگور شوم

 

   + بـی رُخ ; ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱۱
comment نظرات ()