خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

به تمنای دلت باخته ام

خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام

نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام

من همان قالی پا خورده خاک آلودم

که دلم را به تمنای دلت باخته ام

 

   + بـی رُخ ; ۸:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٤
comment نظرات ()