خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

سبوی چشم

گفتی:بیا کمی امشب به سوی چشم

آرام و مطمین گفتم به روی چشم

من عاشقم ولی عاشق ترین تویی

از جان و جام عشق پر کن سبوی چشم

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٥
comment نظرات ()