خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

نور

دلداده ام به نور

من رهرو شقایق پاکم

رفیق آب

گندم میان پنجه دستان کوچکم

پرواز یا کریم، بلندای شانه ام

من راز دار یاس سپیدم، انیس باغ

من ترجمان شرشر آبم

خروش ابر

من قطره ای ز بحر وجودم

جاری ز منز ل پاک فرشتگان

سوگند خورده ام

که بیابم مسیر رود

دریاست منزلم

زیباترین زمانه خلقت، تولدم

نور است خالقم

من تکه ای ز تابش اویم

من برگزیده اویم،بدین حیات

خرسندم از حضور

در جست و جوی راه سپیدی که مقصدش

خشنودی خداست

دل بسته ام به نور

پایان این حیات

آغاز دیگریست

از نور آمدیم و

سر انجام سوی نور

   + بـی رُخ ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱۳
comment نظرات ()