خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

روز مبادا

وقتی تو نیستی

نه هست های ما چونانکه بایدند

نه باید های ما

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را با بغض می خورم

عمری است لبخند های لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم:

باشد برای روز مبادا!

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روز های ماست

اما چه کسی می داند؟

شاید

امروز نیز روز مبادا باشد!

وقتی تو نیستی

نه هست های ما چونانکه بایدند

نه باید ها

هر روز بی تو

روز مباداست!

                                          قیصر امین پور

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٢
comment نظرات ()