خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

پسر و ستاره

یک پسر کوچک

به یک ستاره نگاه کرد

و گریه سر داد

ستاره گفت:

پسر چرا گریه می کنی؟

پسر گفت:

تو خیلی دور هستی

من هرگز قادر نخواهم بود

تو را لمس کنم

ستاره پاسخ داد

پسر اگر من هم اکنون

در قلب تو نبودم

تو نمی توانستی مرا ببینی!

                                    جان مالیولا

   + بـی رُخ ; ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٤
comment نظرات ()