خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

برکت رمضان

می گفت: ماه رمضان که به روزای آخر می رسه خدا کم کم سفره اش رو جمع می کنه

می گفت: به سفره های افطار نگاه کن آخراین ماه معمولا لنگ میزنه هرشب یه چیزیش

کمه ویکی دو شب آخر ،برکتهای سفره افطار تمام می شه.

بعد می گفت: اینا ظاهره ، باطنش هم همین جوریه.

اما کم نیستند اونایی که انبان هاشون رو از برکتهای این ماه پر کنند وتا رمضان آینده نگه

دارند.

وتوصیه می کرد: اگه به نان گرم نرسیدی  خرده نانهای سفره رو جمع کن ، از این که

کیسه ات خالی باشه بهتره.

نگران برکتش نباش، اون روهم خدا می ده.

   + بـی رُخ ; ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۳
comment نظرات ()