خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

شرط عشق

شرط عشق این بود

در پایت شکستن بی تکلف

با خود آوردم غرور کشته را

تنها گواهم

یک سحر تا کوچه های تنگ اندوهم

سفر کن

ای خیال مبهم زلفت

همیشه سر پناهم

   + بـی رُخ ; ٥:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٦
comment نظرات ()