خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

چه حاجت به رویت هلال

مسافران آخرین سپیده ضیافت معبود، در مقصد غروب برای رویت هلال ماه، شکوفه های

تماشا را تا بلندی زمین بالا برده اند، اما چه حاجتی به رویت هلال ماه،چه حاجتی به جستجو

در آسمانها؟رمضان باید آموخته باشدمان که چگونه به چشم دل ببینیم و به گوش دل

بشنویم.

آیا نمی بینی بساط سفره افطار همانی نیست که همیشه بود؟این بار به جای چای،فنجان

اندوه است که بر لبان نزدیک می کنی.سهم تو از نان و پنیر و گردو امشب ،جز لقمه های

جدایی نیست.بشقاب پر طراوت ریحان بر سینی عمر،عجیب است که این مرتبه،نغمه اشتها

بر تو نمی نوازد.پیاله سپید فرنی را قدری بچشی،خود خواهی فهمید مربای گل بر طعم

وجودت ،این بار هیچ شیرینی ندارد.

چرا امشب کسی در را نمی کوبد،زنگ را نمی فشرد و شریک طعام دلباختگی تو نمی شود

برای پهن تر و بزرگتر کردن سفره همیشگی ات؟نگاه کن هیچ مهمان ناخوانده ای ،امشب

بهانه به گرد شمع تنهایی تو نمی بخشد!

با این همه چه حاجت به رویت هلال،چه حاجت به جستجو در دور دستها.همه چیز در همین

نزدیکی هاست.در دل است که تمام حوادث به وقوع می پیوندد.تمام طلوع و غروبها،تمام

صعود و سقوط ها،تمام پیدا و پنهان شدنها،در آسمان این آبادی یا در کویر این خراب آباد

است که به ثبت و ثبوت می رسد.آیا امروز که برای سحر از جا برخاستی ندیدی که چمدان

هایت را بسته اند؟ تلاوت روزانه قران را که ادامه می دادی حس نکردی که چه میل عجیبی

برای گریستن های های گریستن داری؟مگر به کدام سوره مبارک مگر به کدام آیه کتاب

خدا رسیده بودی ؟باور کن حاجتی به رویت هلال ماه نبوده و نیست.آسمان به وضوح رنگ

وداع به خود گرفته و بانگ جدایی از هر کرانه بلند است.باید برگردی ضیافت

خدا،رمضان،اکنون  دیگر به پایان رسیده است.به خانه ات برگرد نزد اهل و عیالت.از این

پس بر تو حرجی نیست که وقت گرسنگی بخوری و گاه تشنگی بیاشامی اما در این میان

یک چیز به خاطر سپردنی است.رمضان آمد تا بیاموزیم جز برای گرسنگی دل و تشنگی

روح ،برای گرسنگی دیگری اشک نریزیم وبرای هیچ تشنگی دیگر مویه ننماییم .طعام

رساندن به شکم گرسنه آسان است اما اطعام دل گرسنه جز از عهده ضیافت رمضان بر

نمی آید.حالا چقدر باید صبر کنیم نمی دانیم ،چقدر دیگر باید انتظار بکشیم نمی دانیم .بار

دیگر آمدن او بعد از یک سال اگر چه حتمی است اما بودن ما چطور؟چگونه؟

خدایا!

از تو ممنونیم که طبیعت را بی بهار و دل را بی رمضان نخواستی.

   + بـی رُخ ; ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٧
comment نظرات ()