خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

چای هر شبم

از من

روسری سفید و

دامنی لبریز از میخک

 

 رفته بودی

برایم کمی جنوب بیاوری

و موی سیاهم را دوباره ببافی

 

حالا

بیست سال دیگر هم که بگذرد

چشمان تو

در چای هر شبم

جا مانده

 

          روجا چمنکار

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٢
comment نظرات ()