خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

بانو غزل بخوان

بانو غزل بخوان که شدیدا قناری ام

وقتی گل همیشه بهاری  بهاری ام

تا می رسی به تاک غزل مست می شوم

وقتی که می روی نگران خماری ام

سخت است انتظار کشیدن ولی هزار

گل می دهم که تو روزی بکاری ام

در من صدا و عکس تو تکثیر می شود

تالاری از سکوتم و آیینه کاری ام

با خواب های صورتی ام قهر کرده ام

چون گفته ای الهه شب زنده داری ام

این مشق ها جریمه صد سال . . . وا شده

پای تو در قلمرو کاغذ نگاری ام

   + بـی رُخ ; ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٦
comment نظرات ()