خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

لبی از بوسه تبی از ترانه

لبی از بوسه می دزدم

تبی از ترانه

و شرم ناک می افتم

کنار همه اردیبهشت هات

فاصله ای نمی خواهم

پیرهنی

مرزی

گذرنامه ای

می خواهم بزنم بیرون

از تن

از پیراهن

وبفرستم در هوا

بخار گس نفس هام

و ببوسم آن خطوط معطری

که از غزل های حافظ

گریخته اند

به دامن بوسه هام

لبی از بوسه می دزدم

و گلی از بهار امسال

برای تو می آیم

برای تو می رقصم

برای تو می میرم...

                       علی هوشمند

   + بـی رُخ ; ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۳
comment نظرات ()