خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

به یاد مردمکهایت

اگر منعم کند دین از شراب خون گیرایت

دو فنجان قهوه می نوشم به یاد مردمکهایت

دو فال قهوه می گیرم سپس شاید بدانم کی

میسر می شود همراه هم فال و تماشایت

سپس سر می گذارم روی این فرش عزیزی که

پر است از رد نامعلوم وعطر ساقه ی پایت

   + بـی رُخ ; ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٢
comment نظرات ()