خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

ای دوست

 

چند بیت از یک غزل به یاد ماندنی "از حنجره ی عشق"  شادروان منوچهر آتشی:

 

ای دوست که چادر زده ای آنطرف جو

بگذار نسیمی بوزد از تو به این سو

آن سوی تو در سبزه و آب و گل و ریحان

این سوی من افتاده چو سنگی به لب جوی

از سوی تو بر هر که وزد نرمه نسیمی

این سوی یکی سنگ برای سر من کو؟

 

   + بـی رُخ ; ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٢
comment نظرات ()