خِشَم کانه : محله ی قدیمی

بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

نگاه

همین که آیینه چشم آبیت ، تر شد

به هر کویر که کردی نگاه ، بندر شد

زمان به روز نخستین معاشقه برگشت

زمین به بوی نخستین هوس ،معطر شد

   + بـی رُخ ; ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٢
comment نظرات ()