اولیور تویست


در یتیم خانه ای تعداد زیادی کودک زندگی می کردند، سهم هر کدام، اندکی غذا بود
 
و جار و جنجال و جدال در یتیم خانه
 
روزی یک کودک گفت:
 
"من غذای بیشتری می خوام"،
 
آن کودک  "اولیورتویست"  بود،
 
کودکــــــی که بیشتر طلـب کرد و همــین طلـب مسیر زندگی اش را برای همیشـــــه
 
تغییــر داد، چون هر طلبی، باید پاســـــخ داشته باشـــد، ولی پاسخ آن طلب درآنجا
 
امکان پذیـــر نبود، پس لاجـــــرم بایــــد او را بیرون می آوردنــد.

داستان ما انسان ها نیز چنین است، ما یتیمانی هستیم که از پدر و خانه ی پــدری
 
بدوریم، سر ناچیزها، در یتیم خانه ی دنیا با هم نزاع می کنیم، هرگاه فهمیـدیـم که
 
می توان  بیش از این بود، درخواست آگاهی و روزی آسمانی می کنیم.
 
خداوند طبق "قانون بازتاب" هستــــی را موظـــف به پاسخگویی کرده
 
بنابراین سهــــم بیشتری از هستی بایستی برای ما در نظــــر گرفته شــــود
 
ممکن است ثروت فراوان داشته باشیم ولی وقتی معرفت و دانش وکمـــال نداریم
 
فقیــریــم و در یتیــم خانه سر خانه، پول، شهرت و ... نــزاع می کنیم.
 
 
من بیشتر می خواهم، شما چطور؟
/ 7 نظر / 6 بازدید
جلال الدین درویشی

سلام.امیدوارم حالتون خوب باشه.وبلاگم با چند شعر و عکس تازه بروز شده است.خوشحال میشوم نظرتان را در مورد مطلب هایم بدانم.ممنون

به وب ما سر بزنید

سید علیرضا رئیسی گرگانی

درود به شما استاد بزرگوار جناب آقای سروری حقا نام فامیل برازنده اندیشه ی شما است که سروری در اندیشه بسیار پیام زیبائی داشت و باور بفرما این اولین بار بود که این مطلب را خواندم و در ذهنم خطوراتی رفت ، مطلب دقیقی بود با سوزه الیورتویست شاید بارها مرور کرده باشیم ولی این موضوع را نفهمیدیم احسن به شما و اندیشه نیکوی شما در مکتبتان می آموزم ارادتمند شما رئیسی گرگانی

یونس اوزایش

زیبا بود کیف کردم.من یکی از بازدیدکنندگان وب زیبایتان خواهم بود

سید

تش بگیره این فقر معرفت و دانش و کمال که اکثرا دچارشیم . فقر فرهنگی که وا مصیبتا . منفی باف نیسما ولی انتظار بیشتری دارم خالو جونی . هییی ! گفتی فقر ، پاک فراموشم واوی سلام کنم . پس درود و بدرود

توحید

سکوت گاهی حکایت از شان بزرگ آدم دارد و البته گاهی که به افراط میرسد حکایت از سستی و کاهلی دارد اکنون نمیدانم کجای این قصه ام بزرگم یا خار شاید بگویی حساب دو دوتا چارتاست اما من به این ریاضیات هم شک دارم یادم هست با خیال راحت ااز سر جلسه امتحان بلند میشدم اما معلم صدا میزد آقای... 5و نیم... و خنده دوستان حکایت از ضعف من در درس ریاضی بود و این توهم در من بدجور ریشه دوانده...... شاهرخ متنکو چطوره فی البداعه سیم میا و مینیوسم

مه سیما

درود شاهرخ عزیز منم بیشتر می خوام خدا کند خواستن ها توانستن شود کاش بشود