زنِ دُرُست نمی دانمت ...

مواد لازم: کاغذ، قلم، و شاخه نبات

تمام پُست مُدرنانِ محترم صلوات


قلم به کاغذ لغزیده شد، کمی لیقه

مچاله کرد، مرکّب رسیده شد به دوات


نمی توانم وصفت کنم زنی را که-

به جای «شِکّر» می¬ریزد از لبت شکلات!


زنِ گریخته از سوره سوره¬ی انجیل!

زنِ رها شده در آیه آیه¬ی تورات!


زنی که در مانده در برابرت وزنِ

مَفاعلُن فعلاتُن مفاعلن فعلات!


زنی که مضمونِ تازه¬ی غزل¬هایم-

هر آنچه می¬کنم از خنده‌هات استنباط!


«زنِ درست نمی¬دانمت!» نمی¬دانم-

تنت مفرّحِ ذات است یا مُمدّ حیات


تو نیستی که پر از واژه می‌شود تلفن

و واژه واژه مرا حلقه می¬زنند صدات


کنار لمسِ تو من نیستم، نمی¬دانم

که دست¬هات؛ که انگشت¬هات؛ ناخن¬هات...

 

صـــــــــــــالـح دُرونـــــــــد

 

/ 10 نظر / 18 بازدید
مه سیما

دروووووووووووددددددد زیبا بود و کمی عجیب

پری سا

زن را فقط زن میداند زن را فقط مرد میداند مــــــرد

فاطمه فقیهی، دانشگاه خلیج فارس

سلام، وقتتون بخیر استاد طبق فرمایش شما در کلاس آموزش گویندگی و مجری گری که هفته ی پیش در دانشگاه برگزار شد برای شما پیام گذاشتم. در ضمن, متن نامه یک پدر به دخترش در عین سادگی بسیار زیبا بود. با تشکر

راوی

تمام عیار درود استادجان

ب ه س

مرسی از این انتخاب ...و ممنون که لذت خوندن این شعر رو با ما شریک شدین

bano

شک نکن درست در لحظه ی آخر، در اوج توکل و در نهایت تاریکی نوری نمایان می شود، معجزه ای رخ می دهد و چه زیبا خدا از راه می رسد...

ساده باجی

بسی خود را بیشتر دوست داشتیم پس از خواندن این شعر ..... دس مریزاد

توحید

درود با سلامی از سر اخلاص به شما مخاطب خاص عامو ولم کنا....... شاهرخ تا ایسو منابع هم اومدیه تفریح بیو نه ایقه خاشها بووا بوشهر ول کنا ............. بیو فقط سیل بچیل ولات که که چطور تک چرخ میرنا---- هشصد............. شاهرخ خیلی مخلصیم صرفاجهت تنوع عرض کردم من اهل دشتی هستم و یکبار بیشتر منابع نرفتم......

همپیاله

خوشا به حال زنی که چنین در وصفش بسرایند .... حسادت واژه ی کمی ست برای بیان احساس من [ابرو]